این شناخت از جایگاه مظاهر ظهور الهی برای ما کافی نیست که آنها را مؤسس ادیان جداگانه بدانیم. آنها آموزگاران روحانی تاریخ بشر هستند.

بنا بر این، این پندار که وظیفۀ پیامبرانی چون حضرت موسی، حضرت بودا، حضرت زردشت، حضرت مسیح و حضرت محمّد — یا زنجیره‌ای از قدّیسینی (Avatars) که الهام‌بخش کتب مقدّسۀ هندو بوده‌اند — تأسیس دین‌هایی جدا از هم بوده است، دلیل بر عرفانی ناقص از مقام بی‌نظیر آن نفوس مقدّسه است. به عکس، زمانی منزلت‌شان به درستی بجا آورده می‌شود که به عنوان مربّیان روحانیِ تاریخ و دمندگان روح حیات در پیشرفت تمدّنی شناخته شوند که سبب شکوفایی آگاهی گردیده است. در انجیل جلیل می‌فرماید: "او در جهان بود و جهان به واسطۀ او آفریده شد."[46] اینکه این هیاکل مقدّسه به مقیاسی غیر ‌قابل‌سنجش بیش از هر چهرۀ دیگری در تاریخ مورد ستایش و تکریم توده‌های بی‌شمار مردم قرار گرفته‌اند نشان‌دهندۀ تلاش نوع انسان برای ابراز احساساتِ وصف‌ناپذیری است که برکات ظهور این حقایق نورانی در قلوب مردم برانگیخته است. با عشق ‌ورزیدن به این آموزگاران الهی است که انسان به تدریج فرا گرفته است که معنی عشق ورزیدن به خدا چیست وگرنه برای این کار راه عملیِ دیگری وجود ندارد. تجلیل از این مظاهر مقدّسه در این نیست که با کوشش‌های کورکورانه، سِرِّ وجودشان را در عقایدی جزمی که زاییدۀ توهّمات انسانی است اسیر کنیم بلکه بزرگداشت آنان در این است که روح انسانی ارادۀ خود را بدون ‌قید و شرط در برابر نفوذ خلّاقۀ مقلِّبه‌ای که این نفوس مقدّسه حامل آنند تسلیم نماید.

در حال بارگزاری ...اتمام

دین الهی یکی است

این بیانیه که در سال 2005 تحت هدایت بیت العدل اعظم تهیه شده است، بخش هایی از آثار حضرت بهاءالله و کتب مقدسه ادیان دیگر را در مقابل شرایط بحران مذهبی معاصر بررسی می کند. 

همراهی با ما