خلاصه

خلاصه

  • نقطۀ عطف تاریخ
  • ناامیدی نسبت به وعده های مادّی گرایی
  • جهانی شدن در حال پیشرفت تجربۀ انسانی
  • نیازهای فعلی بشر بر ادیان دیرینه غلبه می کنند
  • حضرت بهاءالله مفهوم کلّی دین را دگرگون می کند
  • استمرار ظهورات الهی و سیر تکاملی دین و عدم درک آن
  • وحدت هدف ادیان
  • شکل گیری مذهب از تمدّن و فرهنگ
  • وضع اصولی برای عصر حاضر
  • نیروی وحدت: الگوی جامعۀ بهایی
  • تفرقه و تداوم شر
  • پیشرفت جامعۀ جهانی بهایی
  • روز موفّقیّت
    • تغییری عظیم در ادراک جمعی نوع انسان در حال بروز است، که پذیرشی نوین نسبت به پیام حضرت بهاءالله به وجود می آورد.
    • در اوایل قرن بیستم تعبیری مادّه‌‌گرا از عالم هستی آن چنان در قلوب و افکار رسوخ کرده بود که گویی در جهت‌دادن به جامعه، باور رایج جهانی شده بود.
    • تاریخ به هدف موردنظر خود رسید: مدنیّتی جهانی مبتنی بر برداشت های غیردینی از عالم هستی.
    • آنسوی غرب، به شعار «خدا مرده است» عمدتاً توجّهی نشد. با این وجود، مردمان این سرزمین ها بیگانه و به حاشیه رانده شده بودند.
    • در پایان قرن: تجدید حیات ناگهانی دین به عنوان پدیده ای جهانی و همه گیر
    • جست و جوی انسان در روحانیّت با قوّت و بدون کاستی ادامه می یابد و به همۀ جنبه فعّالیّت های انسان داخل می شود.
    • احیاء شدن دوبارۀ تمایلات انسان به دین حاصل نیروهای تاریخی است که در حال شتاب گرفتن است.
    • در مدّت بیش از صد سال، توسعه تنها با پیشرفت مادّی تعیین می شد. اشکال افراطی آن به حکومت های انحصار طلب منجر می شد.
    • سیستم های دیگر، با وجودی که از روش های غیرانسانی دوری می کردند، مواضعشان از همان درک محدود از حقیقت ریشه می گرفت.
    • حتّی برنامه های «پیشرفت اجتماعی و اقتصادی» نیز نشانگر شکستی مأیوس کننده هستند.
    • در نهایت «اصول رفاه انسان» فرهنگی را ایجاد کرد که عمیق ترین نیازهای انسان را برآورده نمی سازد. در نتیجه، تحریف از حقیقت تمدّنی رو به افول را نمایان می سازد.
    • اشتباه مادی گرایی در تلاش های قابل تمجید آن برای پیشرفت زندگی نیست، بلکه در جداسازی پیشرفت مادی از توسعه روحانی و اخلاقی بشر می باشد.
    • یکپارچگی جهانی همچنین واقعیّت های موروثی قرن بیستم را تضعیف می کند. تعامل بین جمعیّت های گوناگون همۀ حقایق دیرینه را زیر سؤال می برد.
    • مهاجرت و سفر، افراد مردم را با فرهنگ ها و آداب جدیدی مواجه ساخت. مردم با انسانیّتی که بین آنها مشترک است، رو در رو شده اند.
    • شناخت فزایندۀ «وحدت نوع انسان»، اصلی که حضرت بهاءالله یک قرن و نیم پیش به رهبران جهان اعلان نمود، نادیده انگاشته شد؛ ولی به طور مقاومت ناپذیری به توفیق خود دست یافت.
    • از دست دادن ایمان به مکتب مادّی گرایی و جهانی شدن تدریجی تجربیات بشری دست به دست هم داده اند تا نابسامانی را ایجاد کنند که بخشی از فرایندی روحانی است.
    • در طول تاریخ، ادیان بزرگ عامل اوّلیّۀ فرایند تمدّن بوده اند.
    • چرا این میراث بس غنی نقشی محوری در بیداری کاوش روحانی عصر حاضر ایفا نمی‌کند؟
    • تعالیم اجتماعی این ادیان که برای زمان های گذشته به وجود آمده اند، نمی توانند به نیازهای انسان مدرن پاسخ گویند.
    • ارتباط نزدیک بین افرادی که عقاید متفاوت دارند باعث ایجاد تردید و سردرگمی می شود.
    • هیچ یک از نظام‌های دینی گذشته نمی تواند نقش رهبری نهایی انسان را در رابطه با مسائل زندگی عصر حاضر به عهده گیرد. این از خصوصیّات ذاتی فرایند تکامل است.
    • لازم است هنگامی که بهائیان پیام حضرت بهاءالله را با دیگران در میان می گذارند، متوجّه سوءتعبیرهای گسترده ای که دربارۀ سرشت دین می شود، باشند.
    • همۀ تعابیر متنوّع و متضاد دین یک خصوصیت مشترک دارند: همگی پدیده‌ای را که کاملاً فوق ادراکِ بشری است، به تدریج در محدوده‌های ذهنی ساخت بشر، زندانی کرده‌اند.
    • انسان ها نمی توانند خدا را درک کنند. پروردگار خالق ما با مخلوق همیشه در حال تکامل خود از طریق ظهور هیاکل مقدّسۀ پیامبران ارتباط برقرار می کند.
    • مظاهر ظهور الهی در زمان های متفاوتی ظاهر می شوند، ولی همۀ آنها حقیقت واحدی را ترویج می دهند.
    • مظاهر ظهور الهی مردمان را سرشار ازصفات الهی می سازند و به آنها کمک می کنند تمدّنی رو به رشد را به پیش برند.
    • ایمان اشتیاقی ضروری و خاموش نشدنی است.
    • کار مظاهر ظهور الهی تنها تکرار نیست، بلکه پیشرفت است. ظهورات پی در پی نوع بشر را به عنوان اشرف مخلوقات نسبت به توانایی ها و وظایف خود آگاه کرده اند.
    • حضرت بهاءالله تنها اعلان دیانتی جدید ننموده است، بلکه مفهوم کلّی دین را دگرگون ساخته است. بشر عصر حاضر وارث میراث روحانی کل تاریخ است.
    • «برهان» خداوند این است که مرتّباً خود را به صورت مظاهر ظهور الهی ظاهر می سازد. مظاهر ظهور الهی تأثیری فراتر از هر پدیدۀ تاریخی دیگری از خود به جا می گذارند.
    • مخالفت معمول با اعتقاد به وحدت اساس ادیان
    • قیاس زندگی فرهنگی: تکامل و تنوّع شگفت انگیز بیان انسانی به هیچ وجه اعتبار این واقعیّت را از بین نمی برد که نوع بشر یکی است.
    • فرایندی مشابه مشخّصۀ حیات دینی بشر است. تعالیم متفاوت که برای پاسخگویی به نیازهای هر عصری به وجود آمده اند، از یک منبع سرچشمه می گیرند.
    • آموزه های ابدی در مقابل آموزه های گذرا: پیام اصلی دین تغییرناپذیر است؛ برای افزایش فرایند تمدّن سازی رهنمودهای معیّنی به وجود آمده است.
    • اهّمیّت درک ظهور الهی در ظاهر آن. قصور اکثریّت نوع بشر در این مورد، جوامع بزرگی را به کرّات محکوم به آن نموده که بنا بر عادت دیرین، همان احکام و شعایری را که مدّت‌ها پیش نقش خود را ایفا نموده تکرار نمایند.
    • عموماً، تکنولوژی این حق را برای خود متصوّر بوده است که هدف الهی را تفسیر کند.
    • الهیات مرجعیّت خود را در قلب ادیان بزرگ ساخته است.
    • نتیجه: ساختن موانعی بین اعتقادات مختلف. هر مرحلۀ جدید از سیر تکاملیِ ظهور حقایق روحانی، در زمان و در انبوهی از تصاویر و تفاسیر ظاهری و تحت الّلفظی منجمد گردید
    • بررسی متون گذشته با دیدگاهی که حضرت بهاءالله به ما می دهد، حاکی از اهداف و اصولی واحد است.
    • هدف از انسانیّت شناخت خداوند و خدمت به دیگران است.
    • توانایی روح بشری در درک مقاصد پرودگار منوط به لطف و عنایت الهی است.
    • همۀ آیین‌های بزرگ به تلویح و معمولاً به تصریح به توالی ظهورات الهی اشارت دارند.
    • فقط یک دین به معنای واقعی وجود دارد. . "دین دین است، همانطور که علم علم است."
    • این شناخت از جایگاه مظاهر ظهور الهی برای ما کافی نیست که آنها را مؤسس ادیان جداگانه بدانیم. آنها آموزگاران روحانی تاریخ بشر هستند.
    • وضع احکام دینی در هر دوره و عصر بر دغدغه های مادّی و روحانی که در آن مرحله از تاریخ دارای اهّمیّت و الویت بودند تمرکز داشت و بقیۀ پیشرفت های موردنظر را رها می کرد تا در زمان خود در ظهورهای آتی به آنها پرداخته شود.
    • مثالی از دیانت اسلام: قوانینی که امروز ظالمانه به نظر می رسند قبیله های متخاصم را متّحد کرد و متجاوز از پنج قرن به پیشرفت های بزرگی نائل آمد، پیشرفت هایی که از نظر سرعت و وسعت تا آن زمان و حتّی بعد از آن نظیرش دیده نشده بود.
    • مسئلۀ جرم و مجازات در درک تکامل جامعه در جهت بلوغ روحانی بسیار بحث برانگیز است و به بینشی تاریخی نیاز دارد.
    • وضع احکام دینی در هر عهد و عصری بر اصلاحاتی متمرکز است که فوری و ضروری به نظر می رسد.
    • حضرت بهاءالله ما را متذکّر می دارد: «امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید».
    • نیازهای این عصر که حضرت بهاءالله آنها را اعلام کرده اند اکنون توسط اذهان روشنفکر جهان -حداقل به عنوان آرمان های مطلوب بشر- پذیرفته شده اند.
    • مشکل فقدان نیروی تعهّد اخلاقی لازم است که بتواند این آرمان ها را در عمل پیاده سازی کند.
    • با ظهور حضرت بهاءالله، اصول و تعالیمی که برای بلوغ جمعی نوع بشر لازم است، مجهّز به نیرویی شده است که می‌تواند در اعماق انگیزه‌های بشری نفوذ کند.
    • از جمله اجزای غیر قابل تفکیک این تعالیم، اصول مربوط به ادارۀ امور جمعی بشر است .
    • اگر اجتماع به «فقدان وحدت» به عنوان عامل اصلی بیماری های جهان ننگرد، پیشرفت آن متوقّف خواهد شد.
    • جهان به تجویزهایی دل بسته است که توسّط سوءبرداشت های مادّی گرایانه از حقیقت شکل گرفته اند. ولی وحدت یک موقعیّت روحانی است- تنها منبع مورد اعتماد آن در قوانین و اصولی جاری است که توسّط خداوند ظاهر شده است.
    • منظور حضرت بهاءالله ایجاد یک جامعۀ جهانی است که روح وحدت و یگانگی نوع بشر در آن متجلّی باشد- پدیده ای که جهان شبه آن را به خود ندیده است.
    • دست‌آورد جامعۀ بهایی در این خصوص شایان توجّه و دقّت است.
    • امر بهائی توانسته است وحدت خود را در مدّت زمان موجودیّتش یک‌دست و بدون خدشه حفظ کند.
    • دنیای مدرن قادر به رویارویی مؤثّر با قضیّۀ شر نیست.
    • از آنجایی که وحدت کلید استقرار صلح و عدالت در عصر حاضر است، تجاوز به آن نشانگر شر در مخرّب ترین شکل آن است.
    • شر نقضِ عمدیِ پیمان‌های صلح و هم‌زیستی است که بدان وسیله مردم خیرخواه می‌کوشند تا از گذشتۀ تاریک بگسلند و به یاری دیگران آینده‌ای نو بنا نهند.
    • حضرت بهاءالله عهد و میثاقی را تأسیس کرد تا وحدت موجود در تعالیمش و جامعه ای را که به عرفانش نائل شده است، محافظت کند.
    • نقض عهد و میثاق تنها مخالفت یا نقض اخلاقیات نیست، بلکه تلاشی آشکار برای القای هواهای نفسانی خود می باشد که عهد و میثاقی را که فرد به آن پایبند بوده نقض می سازد.
    • بهائیان باید توجّه نفوسی را که به طور جدّی نگران بحران مدنیّت کنونی هستند به خود معطوف سازند، زیرا این پیروزی شاهد صادقی است بر این مدّعا که بشریّت می تواند در یک وطن جهانی به عنوان یک نژاد واحد به رضایت و خوشبختی دست یابد.
    • فوریّت نقشه های جهانی امر بهایی- نیاز به ازدیاد منابع و متنوّع ساختن استعدادها.
    • فرهنگ رشد سیستماتیک در جامعۀبهایی- فعّالیّت های اساسی در همۀ نقاط دنیا اجرا شده اند.
    • در میان گذاشتن پیام حضرت بهاءالله با دیگران و ترویج بهبود جامعه ویژگی های دوجانبۀ یک نقشۀ جهانی هستند. تعهّد به کمک به جنبش جهانی بشریّت به سمت خداوند.
    • ابلاغ پیام حضرت بهاءالله به دیگران یک پروژۀ بین ادیانی نیست. برای روح، تجربۀ قبول دینی دیگر یک جنبۀ نامألوف یا تصادفیِ کاوش حقیقت دینی نیست. حضرت بهاءالله می فرمایند: «ندای الهی مرتفع است».
    • استقرار پادشاهی خداوند بر روی زمین فرایندی تاریخی است که در دنیای ماده ظاهر می شود.
    • هدف ادیان تنها رستگاری فرد انسانی نیست، بلکه دستیابی جمعی نوع بشر به روز موعود است.
    • ظهور حضرت بهاءالله نه مرحلۀ پیش‌گویی و نه مرحلۀ آماده‌سازی برای آن روز است بلکه دقیقاً همان روز موعود است.
    • تفاوت بنیادین میان رسالت حضرت بهاءالله و پرژه های طراحی شده توسط بشر. تشبّث به قوّه ای در روح انسان که توسط خداوند از روز ازل در او پرورش و تربیت یافته است.
    • فرارسیدن عصر وحدت بشر. حضرت بهاءالله ما را به یک دین واحد فرامی خواند.
در حال بارگزاری ...اتمام

دین الهی یکی است

این بیانیه که در سال 2005 تحت هدایت بیت العدل اعظم تهیه شده است، بخش هایی از آثار حضرت بهاءالله و کتب مقدسه ادیان دیگر را در مقابل شرایط بحران مذهبی معاصر بررسی می کند. 

همراهی با ما